|

عجیبه که پنجره اتاق من همیشه به یه دیواره سنگی باز میشه ...
یه دیواره بلند که جلوی خورشید رو میگیره و من خودم مجبورم که از لای این دیواره سخت یه پنجره بسازم یه پنجره که سنگ ها روکنارمیزنه و به زورم شده به خورشید می رسه در ست مثل زندگیم ...
دیگه به دیوار و به این روزهای بی خورشید عادت کردم .. عادت کردم حتی اگه خورشیدم نبود نور و ببینم...
اسم این پنجره رو گذاشتم خیال روشن هر وقت دلم می گیره میرم پشت پنجره و تا مدتها روح خستمو می سپارم به دستاش و اون خوب می دونه منو کجا ببره
منو می بره به نه به یه جای دور به یه جای نزدیک همین نزدیکیا با هم می ریم به قلب من ....
همون جا که تو مهمونی من میام که تو رو ببینم
وای چه خوبه بیام به جایی که تو هستی چه آرومه چه خوبه چه خوبم تو هستی من دیگه چی می خوام ساعتها کنارت می شینم و تو حرف میزنی و من گوش می دم دستات که باشه حتی پلکم نمیزنم اون قدر آرومم که هیچی نمیخوام محو تو میشم بوی دستات بوی گل شقایقه نگاهت مثل آسمون و من همون کبوتره بی آشیونه ام که دلش می خواد فقط تو چشمای تو پر بگیره
پنجره خیالمو خیلی دوست دارم چون تنها اونه که می تونه منو به تو برسونه دلتنگیامو که به چشمات گفتم دیگه وقته رفتنه پنجره صدام می زنه دلم نمی خواد برم اما ....
بازم میام .. همیشه می یام.. یاد تو همین جاست با من...
تو قلب من ... من با تو زنده ام.
این شعر نیست ... کلام نیست ... متن حاشیه بر اوراق یک دفتر خاطرات نیست ...! این حقیقت است ... حقیقتی افسانه ای ... که بارها افسانه ام با تو به حقیقت پیوست از تو سر شار شد از تو جانی دوباره گرفت ... از نفسهای گرم تو ... از صداقتهای گفتار تو ... از محک های بی دریغ تو سخت می ترسم ...! سخت می هراسم که آتش شرمم را باور نداری ... که اشکم را باور نداری ... صدایم را به ورطای بودن ها عادت نداری..! بمان
با من از شمارش نفسهایت ...!
پرسیدم: منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو ؟
گفت: تو رو
پرسید: تو چی ؟ منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو؟
گفتم: زندگی رو
قهر کرد و رفت برای همیشه ... دیگه بر نگشت ...
آخه نمی دونست اون همه زندگیم بود .
دفترم را باز کردم تا بنویسم
از نگاه همیشه منتظرم
از چشمان بارانیم
ازبوسه های نشکفته ام
بنو یسم برایت از ترسم
ترس از بی تو ماندن وبی تو رفتن
بی تو گفتن وبی تو خواندن
بنویسم برایت از نغمه های شبانه غم
در گنج عزلت تنهایی ام
بنویسم برایت از معنای زندگی
از اینکه من زندگی را در کنار تو بودن معنا می کنم
زندگی را برای تو سرودن معنا می کنم
من زندگی را در خروش چشمان نیلگونت معنا می کنم
من زندگی را در آغوش تو بودن معنا می کنم
معنای زندگی معنای بوسه های آتشین عشق است
زندگی یعنی عشق...








و اينجا بود كه فهميدم چاره اي جز جيغ زدن نيست
ولي ديگه دير شده بود و كار از كار گذشته بود حتي نگاههاي مانند يك كره خر يتيم
به دكتر و بابا بي فايده بود اونا تصميم پليدشونو از قبل گرفته بودن و اون آمپول گاوي اول و اخر سهم من بود 


و همزمان در فكر گرفتن حال دكتر





2 تا دستت رو ببر بالا يك پا رو هم بگير بالا
چشم 




ديدم!





نرم واسه درمان درد دندون
))کليپ هنا (Spanish ) از MTV پخش شده و از اين به بعد تمام مردم دنيا کلیپ رو ميبينن...
اين افتخار بزرگ رو به کمرون عزيز و همه ی فن های واقعيش صميمانه تبريک ميگم.
